حکایت ضرب‌المثل «به رخ کشیدن»

ضرب‌المثل‌های فارسی ریشه در ادبیات عامیانه ایران دارند. ادبیاتی که به گواه تاریخ ادبیات کشورمان، از غنای کمی و کیفی بالایی برخوردار است. چه در عرصه نثر و چه در عرصه نظم. ضرب‌المثل‌های فارسی را چقدر در مکالمات روزمره‌مان به کار می‌بریم؟ نسل جدید چقدر در کنار تکیه‌کلام‌های امروزی، ضرب‌المثل‌ها و عبارات کنایه‌آمیز را به کار می‌برند. شاید باید مثل تمامی امور فرهنگی دیگر برای بقای زبان فارسی، ادبیات منظوم و منثور کشورمان از سویی رسانه‌ها و از طرفی دیگر خانواده‌ها آستین بالا بزنند و در اشاعه این ضرب‌المثل‌ها سهم داشته باشند. ضرب‌المثل‌ها بخش با ارزشی از زبان را شکل می‌دهند که نشان‌دهنده اعتقادات و ارزش‌های یک جامعه و فرهنگ هستند. استفاده بجا از ضرب‌المثل‌ها باعث زیبایی کلام و درک بهتر پیام از سوی شنونده می‌شود.

****************************************

برخلاف آنچه شاید بسیاری از ما فکر کنیم این واژه «رخ» در این ضرب‌المثل به معنای صورت و چهره نیست بلکه به بازی شطرنج اشاره دارد و مهره‌ای مهم به نام رخ یا قلعه.
در بازی شطرنج مهره قلعه یا رخ از اهمیت بسیاری برخوردار است چرا که وقتی راهش باز باشد، به راحتی مهره حریف را می‌زند و از شاه روی صفحه شطرنج دفاع می‌کند.
از همین روست که یکی از مهمترین کارهایی که بازیکن حریف در دستور کار خود قرار می دهد، این است که بتواند به طریقی مهره رخ یا قلعه حریف مقابل را از میدان به در کند و راه را برای پیروزی خود باز کند.
با این حساب وقتی بازیکنی مهره ای را در کمین مهره قلعه حریف می‌گذارد و در پی فرصتی برای از پا در آوردن آن است، در اصلاح این بازی به این کار می‌گویند «به رخ کشیدن».
از این رو این اصطلاح را به شکل ضرب‌المثل زمانی به کار می برند که فردی بخواهد خوبی ها و محاسنش را به رخ دیگران بکشد و یا کم و کاستی ها و نقاط ضعف طرف مقابلش را جلوی چشمش بیاورد.

حکایت ضرب‌المثل «سرش را مثل کبک زیر برف کرده»

ابراهیم نظّام متکلّم و ادیب و شاعر می‌نویسد: در مَثَل چهار امتیاز موجود است که در سایر انواع کلام با هم یافت نمی‌شود و آن چهار عبارتند از: اختصار لفظ، وضوح معنی، حسن تشبیه، لطافت کنایه و این آخرین درجه بلاغت سخن است که مافوق آن متصور نیست. تا کنون تعاریف فراوان از مثل به عمل آمده است. از جمع‌بندی این تعاریف، تعریف جامع زیر را می‌توان ارائه داد: 

«مثل جمله‌ای است کوتاه، گاه استعاری و آهنگین، مشتمل بر تشبیه با مضمون حکیمانه و برگرفته از تجربیات مردم که به واسطه روانی الفاظ و روشنی معنا و لطافت ترکیب، بین عامه مشهور شده و آن را بدون تغییر یا با تغییر جزئی در گفتار خود به کار برند» (ذوالفقاری،1391).
 
****************************************

این مثل را بیشتر در مورد افرادی به کار می‌برند که متوجه عیب‌های خودشان نیستند و فکر می‌کنند که دیگران هم این معایب و کاستی‌ها را نمی‌بینند.
اما باید دید که سر زیر برف کردن کبک چه ارتباطی با این پیام دارد؟
همانطور که می‌دانید کبک پرنده زیبا و خوش‌خرامی است که در کوهسارها زندگی می‌کند. گوشت لذیذی هم دارد و شکارچیان مداوم در تلاش برای شکار این پرنده زیبا هستند.
برای این حیوان از قدیم سه صفت را ذکر می‌کردند: خرامیدن، قهقهه زدن و در هنگامه خطر سر زیر برف کردن.
خرامیدن که اشاره دارد به همان نوع و شیوه راه رفتن این حیوان که از قضا مورد توجه برخی شعرا و ادیبان هم بوده. برای مثال خاقانی در شعری می‌نویسد:
خاقانی آن کسان که طریق تو می‌روند 
زاغند و زاغ را روش کبک آرزوست 
که با بیان این شعر در واقع خواسته هنر شاعری خودش را به رخ همگان بکشد و بگوید که سر و گردنی از آن‌ها بالاتر است.
قهقهه کبک در واقع همان خواندن و آواز سر دادن اوست که حافظ در این باب این شعر را سروده:
دیدی آن قهقهه کبک خرامان حافظ 
که ز سرپنجه شاهین قضا غافل بود 
اما در مورد صفت آخر، می‌گویند که فصل زمستان که می‌رسید و زمین با برف پوشانده می‌شد، این حیوان آن هنگام که احساس خطر می‌کرد و دشمن را می‌دید که به شکار او آمده، سر خود را زیر برف پنهان می‌کرد تا آن‌ها را نبیند و به این خیال بود که چون خودش آن‌ها را نمی‌بیند پس حتما شکارچی هم دیگر کبک را نمی‌بیند و جان به در می‌برد اما غافل بود که این طور نیست.
اما در این باره اندکی اختلاف وجود دارد: عده‌ای معتقد هستند که طبیعت و ذات حیوان به این ترتیب است که در هنگام خطر خود را از مهلکه دور می‌کند و در پی نجات جان خود است.
از همین رو آن‌ها نظر دیگری دارند و آن اینکه شکارچیان در قدیم برای شکار کبک در منطقه آن‌ها حاضر می‌شدند و دور تا دور محل زندگی آن‌ها را محاصره می‌کردند و آن‌ها را در هوا می‌پراندند. از ویژگی کبک هم این است که از ترس در این مواقع می‌پرید و با شتاب در چند متر آن طرف تر فرود می‌آمد. از همین رو به دلیل این شتاب سر و گردنش در برف فرو می‌رفت و دیگر نمی‌توانست برون آید. شکارچی هم از پاهای بیرون مانده او را می‌یافت و شکارش می‌کرد.
 

خیار...

خیار فواید زیادی برای بدن دارد و با مصرف آن می توان ویتامین های ضروری بدن را دریافت کرد.

1. دارای ویتامینهایی است که روزانه ما بدن نیازداریم. مانند میتامینهای ب یک ، دو، سه، پنج، شش، اسید فولیک، ویتامین سی، کلسیم، آهن، منیزیم، فسفر و پتاسیم و روی
2. اگر بعد از ظهر خسته هستی بجای اینکه نوشیدنیهای کافیئن دار یک خیار بخورید.آنها دارای ویتامینهای بی و هیدروکربور هستند که شما را سرحال آورده و چند ساعت نگه میدارد.
3. اگر آینه حمام بخار میکند آنرا به آینه بمالید تا از بخار کردن جلو گیری کند.
4. اگر حشرات و حیوانات باغچه شما را نابود میکنند یک بشقاب آلومینیومی خیار لایه لایه برش خورده را بگذارید تا همه آنها را فرار دهد.
 
مواد خیار با آلومینیوم ترکیب شده و بویی را ایجاد میکند که همه حشرات و... را فراری میدهد. ولی انسان آنرا حس نمیکند.
5. اگر روی پوست خود ناهمواری دارید و میخواهیدکه از شر آن قبل از رفتن به استخر خلاص شوید خیار برش خورده را به آن محل ها روی پوست خود بمالید. مواد فتوشیمیایی خیار باعث میشود که کلوژنهای پوست جمع شود و چاله چوله ها از بین بروند. روی چروکها نیز بسیار موثر است.
6. اگر میخواهید بر گرسنگی عصر فائق آئید خیار بخورید.
7 یک ملاقات مهم دارید ولی فرصت واکس زدن ندارید خیار را بمالید روی کفش آنرا براق نموده در مقابل نفوذ آب نیز مقاوم میشود.
8. اگر روغن ندارید، و لولاها سرو صدا میکنند آنرا به آن بمالید روان شوند.
9. اگر دچار استرس هستید، یک خیار را خرد کرده و در آب جوش بگذارید، مواد شیمیایی آن باعث آرامش شما میشود.
10. بعد از غذا آدامس ندارید و میخواهید به یک ملاقات تجاری بروید، یک برش از خیار را برای سی ثانیه به سقف دهان بفشرید، بوی بد دهان با کشته شدن باکتریهای بد بو از بین میرود.
11. اگر یک روش سبز برای تمیز کردن وسایل استیل میخواهید، با خیار آنها را تمیز کنید.
12. اگر در حال نوشتن اشتباه کردید از آن میتوانید بعنوان پا ک کن (از قسمت بیرونی آن) استفاده کنید.

خواستگاری یزید از دختر حضرت زینب(س) به کجا انجامید؟

آیت‌الله مکارم شیرازی به پرسشی درباره جریان خواستگاری یزید از دختر حضرت زینب(س) پاسخ گفتند.

 
پرسش: جریان خواستگاری معاویه از ام کلثوم دختر حضرت زینب(سلام الله علیها) برای یزید چیست؟ 
پاسخ اجمالی: معاویه از مروان خواست دختر حضرت زینب(س) را برای پسرش یزید خواستگاری کند. همسر حضرت اعلام کرد که اختیار دختر به دست دایی‌اش امام حسین(ع) است. مروان نیز این خواستگاری را به عنوان آشتی میان بنی هاشم و بنی امیه به اطلاع امام حسین رساند و با تمجیدهای چاپلوسانه از یزید، و… بنی هاشم را به خاطر چنین خواستگاری سزاوار خشنودی از پیشنهاد معاویه دانست. امام حسین در پاسخ سخنان مروان، دشمنی بنی هاشم با بنی امیه را به خاطر مصالح الهی و غیرقابل آشتی با مصالح دنیوی دانست و … . 
 
پاسخ تفصیلی: مرحوم بحرانى در کتاب «عوالم» چنین نقل مى کند: معاویه به مروان ـ که استاندار حجاز بود ـ نامه اى نوشت و از وى خواست «امّ کلثوم» دختر «عبدالله بن جعفر» را براى فرزندش یزید خواستگارى کند. مروان به سراغ عبدالله بن جعفر رفت و جریان خواستگارى را با او در میان گذاشت. 
عبدالله گفت: اختیار «امّ کلثوم» به دست من نیست؛ بلکه به دست آقاى ما حسین(علیه السلام) است که دایى این دختر است. 
موضوع را به اطلاع امام حسین(علیه السلام) رساندند؛ فرمود: «از خداوند طلب خیر مى کنم؛ خدایا این دختر را به آنچه مایه خشنودیت از آل محمّد است موفّق بدار!» 

(روز موعود فرا رسید) و مردم در مسجد رسول خدا(صلى الله علیه وآله) اجتماع کردند،...

ادامه نوشته

حکایت ضرب‌المثل «بار الاغ را که بردارند، ...» چیست؟

مثل‌ها نقطه اتصال فرهنگ عوام و خواص هستند. در حوزه ادب رسمی و مکتوب، آنجا که شاعر خود را به زبان و فرهنگ مردم نزدیک می‌کند، وقتی است که از مثل‌های آنان بهره می‌گیرد؛ مثل‌ها از این رو نزدیکترین گونه به ساحت ادب رسمی؛ یعنی شعر و نثر فصیح و بلیغ هستند. زیرا تمام ویژگی‌های اثر بلیغ را در خود دارند. شعر و مثل همسایه دیوار به دیوارند، شاعران و نویسندگان همواره برای آنکه به لطف، شیرینی و رسایی کلام خود بیفزایند، از مثل بهره جسته‌اند. بسیاری از مثل‌ها نیز حاصل رواج اشعار معروف شاعران و نویسندگان فارسی‌زبان است. این تعامل و تبادل بر غنای ادب گران‌سنگ فارسی افزوده و زبان مردم را غنی ساخته است. بی جهت نیست که علامه همایی می‌نویسد: «بزرگترین سرمایه ادب فارسی همین امثال است که تمام حکمت‌ها و دانش‌های بشری را متضمن است. مثل فشرده افکار هر قومی است.» (ذوالفقاری، 1389)

***************************************************

این ضرب‌المثل را معمولاً در مورد افرادی به کار می‌برند که تن پرورند و کاری را که به عهده‌شان گذاشتند را به سرانجام نمی‌رسانند و مدام بهانه می‌گیرند. از طرف دیگر وقتی که به آن‌ها امتیازاتی هم داده می‌شود، آن امتیازات را نمی‌بینند و باز شانه خالی می‌کنند از زیر بار مسئولیت‌هایشان.

اما ببینیم حکایت این ضرب‌المثل چیست؟

می‌گویند که مرد هیزم‌شکنی بود که الاغ و شتری داشت و از آن‌ها برای حمل بار هیزمش کمک می‌گرفت. هیزم‌ها را بار آن‌ها می‌کرد و به شهر می‌رفت تا هیزم‌هایش را بفروشد.

روزی طبق معمول هیزم‌هایش را روی دوش الاغ و شتر سوار کرد و به سمت شهر حرکت کرد.

در میانه راه الاغ بنا گذاشت به ناسازگاری و خود را به خستگی زد. هیزم‌شکن که دید الاغ توان حمل هیزم‌ها را ندارد، از بار او کم کرد و بر دوش شتر گذاشت.

باز هم به همین روال گذشت، تا اینکه هیزم‌شکن همه بار هیزم روی دوش الاغ را برداشت و روی شتر سوار کرد.

هنوز کمی نگذشته بود که الاغ روی زمین خوابید و وانمود کرد که دیگر نمی‌تواند راه برود.

هیزم‌شکن این‌بار در اقدامی جالب پالان الاغ را هم برداشت و این‌بار خود الاغ را به همراه پالانش روی شتر بیچاره سوار کرد.

از همین رو این ضرب‌المثل را زمانی به کار می‌برند که فردی کار و مسئولیتش را به خوبی انجام ندهد و مدام از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند. افرادی که به خاطر تنبلی از انجام وظایف خود سر باز می‌زنند و البته اطرافیان هم مدام به آن‌ها امتیاز می‌دهند.

 

«نبرد کربلا» در موزه بروکلین نیویورک

موزه بروکلین که در محله بروکلین شهر نیویورک واقع شده و حدود 1.5 میلیون نمونه از آثار مطرح هنری جهان در آن گردآوری شده‌اند.در طبقه دوم این موزه که به آثار هنری دنیای اسلام اختصاص داده شده، آثاری همچون پرتره فتحعلی شاه اثر مهرعلی در سال 1810، برگی از مجموعه داستان مصور فارسی حمزه‌نامه، برگی از شاهنامه فردوسی (داستان بهرام گور) وجود دارند اما در میان تمام این آثار نقاشی قهوه‌خانه‌ای نبرد کربلا از اهمیت خاصی برخوردار است.

این نقاشی رنگ و روغن در ابعاد 182/9 در 299/7 سانتی‌متر توسط «عباس الموسوی» در دوره قاجار، اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، کشیده شده است.
تمرکز نقاشی فوق بر روی حضرت عباس (ع) است که سوار بر اسبی سفید درمیدان جنگ با لشکریان یزید در حال نبرد است. در حاشیه طرح اصلی این اثر، نقاشی‌هایی در مقیاس کوچک از رنج‌ها و مصائبی که امام حسین (ع) و همراهانشان قبل و در طی جنگ متحمل شدند، نیز کشیده شده است.
در سمت راست این تصویر، نمایی از جهان آخرت نقاشی شده است که امام و یاران‌شان در بهشت و سردمداران سپاه یزید در جهنم هستند.
نقاشی‌هایی همچون «نبرد کربلا» که سبکی تاریخی دارند، در دربار زندیه و قاجار توسعه یافته و در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم مورد محبوبیت و استقبال عموم واقع شدند.
این نوع نقاشی‌ها الهام گرفته از اجراهای دسته‌های عزاداری و تعزیه‌خوانی ایران آن زمان بوده‌اند.
نقاشی‌های نقالی بر روی پرده‌هایی کشیده می‌شدند که قابلیت جمع شدن و انتقال از محلی به محل دیگر را داشتند. پرده‌دارها با نصب این نقاشی‌ها اقدام به روایت و نقل داستان‌های مربوط به آن‌ها می‌کردند. از آنجایی که این نقالی‌ها در قهوه‌خانه‌ها صورت می‌گرفته به نقاشی‌های قهوه‌خانه‌ای موسوم هستند.
این نقاشی ارزشمند که در اوایل قرن بیستم به عنوان پرده نقاشی توسط داستان گویان به شهرهای مختلف برده می‌شد، در نمایشگاه «آثار گوناگون: به انتخاب مدیر موزه» از سال 1997 تا 2015 در معرض دید علاقه‌مندان بود، اما مسئولان پس از اتمام این نمایشگاه هنگام جابه‌جایی آن، متوجه آسیب‌دیدگی پارچه آستر آن شدند.
«نبرد کربلا» به دلیل اینکه در زمان استفاده از آن قاب نداشته، همانند بسیاری دیگر از اشیای این موزه نسبت به شرایط محیطی حساس است.
نوسانات تقریبی رطوبت هوا موجب شده تا این اثر ارزشمند آسیب‌دیده و چروک‌ها و فرورفتگی‌هایی در پارچه آستر و نیز خود نقاشی ایجاد شود.
نقاشی فوق در حال حاضر در دست تعمیر و مراقبت‌های ویژه است. کارشناسان در تلاشند تا پارگی‌های آن را از بین برده و مشکلات ایجاد شده را رفع نمایند و با به ‌کارگیری پارچه‌ای مقاوم، آستر این پرده نقاشی ترمیم شود.
قرار است «نبرد کربلا» پس از اتمام مراقبت‌های ویژه و تعمیرات مجدداً در طبقه دوم موزه که از این پس به طور کامل از نظر شرایط آب و هوایی کنترل خواهد شد، به نمایش دربیاید.

حکایت ضرب‌المثل «کلاهش پس معرکه است» را می‌دانید؟

در برخی از کتاب‌های ضرب‌المثل گاه برخی حکمت‌ها را به عنوان مثل ضبط کرده‌اند. کلمات قصار بزرگان، اغلب حکمت است نه مثل. مثل رواج دارد و حاصل تجربیات مردم است؛ اما حکمت رواج کمتری دارد و مبتنی بر عقل و اندیشه متفکران است. تنها وجه اشتراک مثل و حکمت جنبه اندرزی آن است. دهخدا نام کتاب خود را «امثال و حکم» قرار داده است؛ زیرا بسیاری از مواردی که نقل می‌کند، حکمت است نه مثل و خود نیز بر این نکته واقف بوده و تفاوت آن‌ها را چنین دانسته است: «مثل تشبیه معقول به محسوس است، در عبارتی کوتاه و فصیح، برای نیکو تصویرکردن معقول در ذهن با تاثیر زیاده دادن به آن. حکمت عبارتی فصیح باشد که حاوی قاعده طبیعی یا عقلی و یا وضعی باشد و به تسامح عامه هر دو را مثل گویند.» بنابراین نمی‌توان جمله «دوست نیک گنجی بزرگ است» را مثل دانست (ذوالفقاری، 1391).

********************************

ضرب‌المثل «کلاهش پس معرکه است» اشاره به شخصی دارد که با وجود فعالیت و تلاش زیاد در کاری احتمال حصول موفقیتش کم است. اما باید دید در پس این ضرب‌المثل و عبارت تمثیلی چه ریشه تاریخی قرار دارد؟

امروز کمتر دیده می‌شود. معرکه‌گیری را می‌گویم. آن هم معرکه‌گیری به سبک و سیاق قدیم که شعبده‌کار و معرکه‌گیر بساطی پهن می‌کردند و با انجام اعمالی همچون مارگیری، عملیات پهلوانی و ... مردم کوچه و خیابان را دور خود جمع می‌کردند و برای ساعتی بساط سرگرمی مردمان را فراهم می‌آوردند و البته پولی هم به جیب می‌زدند.

مردم دایره‌وار دور معرکه‌گیر جمع می‌شدند. طبیعی است که تا شعاع یکی دو متر کاملا باز بود تا فضا برای حرکت معرکه‌گیر و شعبده‌باز باز باشد.

مردم خارج از این محدوده می‌ایستادند و معرکه را تماشا می‌کردند.

در این میان اگر بر تعداد تماشاچیان اضافه می‌شد، معرکه‌گیر از کسانی که در جلوی صف بودند می‌خواست که بنشینند تا نفرات پشت سر بتوانند معرکه را تماشا کنند.

اگر به هر دلیلی کسی از صف اولی‌ها شلوغ می‌کرد و بلوایی به پا می‌شد و حواس معرکه‌گیر را پرت می‌کرد، یک نفر کلاه او را از سر برمی‌داشت و به بیرون از معرکه پرتاب می‌کرد. در آن زمان همه بر سر خود کلاه یا دستاری داشتند که البته برایشان بسیار مهم بود و نشانه شخصیت آنها. 

از همین رو آن شخص برای پیدا کردن و بر سر نهادن کلاهش از معرکه دور می شد و شخص دیگری جای او می‌نشست. جایی که به خوبی می‌توانست معرکه را ببیند و شاید فرد قبلی بسیار برای داشتن آن جایگاه تلاش کرده بود. اما با رخداد فعلی مجبور بود باز دور بایستد و دیگر به خوبی قبل نمی‌توانست معرکه را تماشا کند.

حکایت ضرب‌المثل «هر چیز که خوار آید، یک روز به کار آید» چیست؟

فولکلور یا همان فرهنگ عامیانه، مجموعه‌ای از عادات، آداب، باورها، اندیشه‌ها و شیوه زندگی یک ملت در طول تاریخ است. فرهنگ عامیانه خزینه پرارزش مردمی است که نسل‌های پیاپی همه اندیشه‌های گرانبها و عواطف و نتایج فکر و ذوق و آزمایش خود را در آن ریخته‌اند.
ضرب‌المثل‌ها در هر ملتی اشاره‌ای دارند به فرهنگ و اعتقاد و آداب و رسوم آن مردم. هر اندازه که یک ملت از تمدن و تاریخ حیات بیشتری برخوردار باشد، به همان میزان هم ضرب‌المثل‌ها و کنایه‌ها در آن کشور بیشتر است.
در این میان ایرانیان از دیرباز مردمانی با فرهنگ غنی بوده‌اند. گوشه‌ای از این تمدن و فرهنگ به مقوله ادبیات در کشورمان برمی‌گردد.

این ضرب‌المثل را زمانی به کار می‌برند که بخواهند به صرفه‌جویی در به کار بردن چیزی اشاره کنند و بگویند که هر چیزی حتی اندک و بی‌اهمیت هم ممکن است که روزی به درد بخورد و به کار آید.

اما در مورد داستان این ضرب‌المثل می‌گویند که ....
روزی پیرمردی به همراه پسرش از دهی به ده دیگر در حرکت بود، مختصر آب و نانی برداشتند و راه افتادند. چندی نگذشته بود که در میانه راه نعلی را بر زمین دیدند. پیرمرد به پسر گفت که آن را بردارد که به کار خواهد آمد. اما پسر گفت که پدرجان تکه آهن شکسته و فرسوده‌ به چه کار می‌آید، به زحمت برداشتن نمی‌ارزد.
پدر دید که پسرش هنوز زندگی را خوب نفهمیده و نمی‌شناسد، خود خم شد و نعل را از زمین برداشت. 
ساعاتی گذشت.
هوا گرم بود و جیره آب آن‌ها هم تمام شده بود، کم‌کم پسرک که تشنه بود توان راه رفتن را از دست داد و در آن حال گفت: پدر اینجاها آب پیدا نمی‌شود؟ پیرمرد گفت چرا جلوتر چاه آبی هست. صبوری کن. 
اما زمانی که دانست پسر بسیار تشنه است، دانه گیلاسی را روی زمین انداخت. پسر هم خم شد و آن را برداشت و خورد و این اتفاق بارها افتاد، تا به چاه آب رسیدند.
پدر آن زمان به حرف آمد و گفت: تو الان برای رفع این تشنگی بارها خم شدی و دانه‌های گیلاس را از زمین برداشتی، اما زمانی که به تو گفتم آن نعل را بردار، به کار می‌آید، به آن بی‌اعتنا بودی؛ چون آن را بی‌ارزش می‌پنداشتی.
اما من آن را برداشتم، به نعل‌بندی فروختم و با فروش آن این گیلاس‌ها را خریدم. پس همیشه به یاد داشته باش، هرچیز که خوار آید، یک روز به کار آید.

کاریکاتور های مفهومی!!!

بقیه در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

لئوناردو داوينچي و داستان تابلو "شام آخر"


لئوناردو داوینچی:
همان‌گونه که روز خوب، خواب خوش در پی دارد، زندگی هم اگر به ‌خوبی سپری شود، مرگی آمرزیده در پی خواهد داشت.

ادامه نوشته

آشنایی با هفت پدیده عجیب اقیانوسی

09 bioluminescent bloom ocean phenomena آشنایی با ده پدیده عجیب اقیانوسی


انسان در مواجهه با اقیانوس دستخوش دو نوع احساس متفاوت می‌گردد. یا شدیدا دلبسته آن شده و لب به تحسینش می‌گشاید و یا با احساسی از ترس سکوت پیشه می‌کند. شاید این مسئله چندان هم غیرقابل پیش بینی نباشد چرا که پدیده‌های غیر قابل باوری در این پهنه آبی رخ می‌دهند که به نظر می‌‌رسد ریشه در اموری مرموز، خارق‌العاده و عجیب دارند.


ادامه نوشته

بوی شوم امتحان آید همی...

بوی شوم امتحان آید همی, یار صفر مهربان آید همی

ما ز تعلیم وتعلم خسته ایم،دل به امید تقلب بسته ایم

مابرای کسب مدرک آمدیم،نی برای درک مطلب آمدیم !


قانون پایستگی واحد :

واحد ها نه از بین میروند و نه پاس میشوند

بلکه از ترمی به ترم دیگر انتقال میابند !

معمای بزرگ


ادامه نوشته

آزمایشگاه های عجیب ...

با شنیدن نام آزمایشگاه احتمالا دانشمندانی با روپوش‌های سفید و در حال آزمایش روی موش‌هایی سفید رنگ در ذهن شما تداعی می شود. اما نمونه‌های نیز وجود دارند که خارج از ساختمان‌هایی پیشرفته و حتی در بدترین شرایط آب و هوایی کره زمین مشغول به کار هستند.

پنج آزمایشگاهی که در ادامه این مطلب معرفی می شوند در برخی از عجیب‌ترین مناطق کره زمین قرار گرفته و افراد حاضر در آنها به دنبال کسب اطلاعات بیشتر درباره جهان اطراف خود هستند. فعالیت‌های آنها اطلاعات ارزشمندی را برای پیش بینی‌های آب و هوایی، چگونگی تاثیر افزایش سن بر بدن انسان و تهیه نقشه اثر تغییرات آب و هوایی بر زمین و دریا و بسیاری موارد دیگر فراهم می کند.

آزمایشگاه‌هایی متفاوت! (گزارش تصویری)

 

نشانه های افراد باهوش چیست؟

ادامه نوشته

روشهای تزئین هندوانه و انار شب یلدا


1- آن را از طول زیکزاک یا دالبر ونیم دایره ،نیم دایره ای برش داده اما نه کامل بلکه در وسط آن یک دسته ی زیکزاکی یا دالبری نگه داریدتا به شکل سبد شود وسپس هندوانه های داخل آن را گرد گرد با قاشق معمولی ویا با قاشقهای بستنی در آورده وبرای اینکه همه ی هندوانه ها را گرد گرد در بیا ورید از ابتدا که همه ی توپها را در می آورید در ظرفی دیگر ریخته وسپس همه را به سبد هند وانه ای خود وارد کنید.می توانید برای پذیرایی از چوبهای کبابی کوچک که چند عدد را در توپهای هندوانه ای فرو کرده اید و به آن شکل زیبایی هم می بخشد به جای چنگال استفاده نمایید.

بقیه ی عکس ها در ادامه ی مطلب ...

ادامه نوشته

شیمی عمومی 2  - پاورپوینت معرفی شناساگرها

«PH Indicators»

دانلود پاورپوینت :

دانلود فونت ها :

فونت ها را کپی کرده و در مسیر زیر  paste  کنید :

start ------> control panel ---------->fonts

آزمایشگاه شیمی آلی _ جلسه ی سوم

هدف : محاسبه ی دمای ذوب مواد

وسایل مورد نیاز :

1. لوله مویین 2. خط کش3. سوهان 4. بشر 5. دماسنج 6. پایه 7. توری نسوز 8. چراغ بونزن9. پارافین 10. نفتالن

11. چسب نواری

 

 

روش کار :  در ادامه ی مطلب ....

 

ادامه نوشته

دنــیــای وارونــــه!!!

 

ادامه نوشته

اندر فواید خنده.....

خنده باعث افزایش هورمون کورتیزول شده و ایمنی بدن را در برابر بیماریها زیاد می‌کند

خنده محبوبیت و جذابیت ایجاد می‌کند

خنده قدرت یادگیری را افزایش می‌دهد. نقش خنده در کلاس‌های درسی و آموزشی فوق العاده است

خنده کلسترول خون را کاهش می‌دهد

خنده باعث می‌شود که به دندانهایمان بیشتر توجه کرده و در نظافت آنها بکوشیم

 خنده باعث افزایش اندرفین مغز می‌شود که نوعی مورفین طبیعی است و باعث احساس سرخوشی و شادی می‌شود

 بقیه در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

اسم شما به کره ای چی میشه ؟؟؟!

what is your name into korean اسم شما به کره ای چی میشه؟

شما طبق دستور عمل موجود در ادامه مطلب می تونید اسم کره یی تونو پیدا کنید!

مثلا :

من متولد1993 /6/16 هستم تو لیست اول به آخرین شماره سال تولدم یعنی 3 نگاه کردم که میشه kim

تولیست دوم به ماه تولدم یعنی 6 نگاه کردم که میشه Tae

و تو لیست آخر هم به روز تولدم یعنی 5 نگاه کردم که میشه min

پس میشه: Kim - Tae - Min

 

ادامه نوشته

مثبت اندیشی!!!!!

میشه هزاران شمع رو به کمک یک شمع روشن کرد ، بدون اینکه از عمر اون شمع چیزی کم بشه،

با خوشحال کردن دیگران ، چیزی از خوشحالی تو کم نمیشه

 

مواظب باش برای رسیدن به آرزوهایت کسی را نرنجانی

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

تنفس مصنوعی!!!!

 

لــطفا با فــرهنگ شــویــم ! (2)

 

 

 

ادامه نوشته

داستان زندگی اکثر ما...

 

 

   جایی خسته میشویم و توقف می کنیم که موفقیت آنجاست....
   
یا آنقدر در حسرت یافته ها و داشته های دیگرانیم که زیر پای خود را نـــمـی بــیــنــیـــم....

 

   بقیه تصاویر در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

نقاشی روی لبه کتاب




نقاشی کشیدن روی لبه کتاب از اروپا و در قرن 17 آغاز شده است. در این نوع نقاشی باید حتما برگه ها تا شوند تا نقاشی نمایان گردد. این نقاشی حالا به یک هنر تبدیل شده است و در کنار آثاری قرار گرفته است که از گذشته باقی مانده است.
این روزها یک هنرمند ناشناس که خود را دانش آموزی شیطون می داند نقاشی های بزرگی را روی لبه کتاب کشیده است که هر کدام ریشه ای مذهبی یا تاریخی دارند. این نقاشی ها را با خم کردن کتاب می تواند مشاهده کرد..

این نقاش این روزها آثار خود را در نمایشگاهی به نمایش گذاشته است و البته قصد دارد این کتاب ها را به موزه های تاریخی و مذهبی اهدا کند. در ادامه برخی تصاویر متحرک از این نقاشی ها آورده شده است که می توانید مشاهده کنید.
بقیه تصاویر در ادامه مطلب

ادامه نوشته

10کفش عجیب در تاریخ

** کابکاب


یکی از کفش های عجیبی که در خاورمیانه و در قرن های 14 و 15 استفاده می شده است بانام کابکاب شناخته می شود. این کفش ها در ان دوران به عنوان کفش های پاشنه بلند زنان شناخته می شدند و ارتفاع آن ها متفاوت بود. به دلیل انکه درآن زمان مسیرها خاکی یا گلی و کثیف بودند، خانم ها برای تمیز ماندن از این کفش ها استفاده می کردند. کاب کاب صدایی است که این کفش ها تولید می کنند و البته به نام این کفش ها نیز تبدیل شده است. کاب کاب ها معمولا کفش هایی با کیفیت و البته گران قیمت بودند که با چرم یا مواد دیگر درست می شدند.
بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

Butterfly effect ............. اثر پروانه ای

طبق نظریه ی پروانه ای ،

بال زدن پروانه ای در  گوشه ای از دنیا می تواند منجر به وقوع طوفانی سهمگین در گوشه ی دیگری از جهان شود ...کوچکترین اعمال ما گاه نتیجه غافل گیر کننده ای در آینده دارند ...

 

ادامه نوشته

شکـــــــــــــار مــــــــــار!!!

لطـــــــــفا با فرهـــــــنگ شویم!!!

 

 

بقیه در

ادامه مطلب...

ادامه نوشته