شهریار

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟
بى وفا حالا که من افتادهام از پا چرا؟
نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر مى خواستی, حالا چرا؟
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توأم, فردا چرا؟
نازنینا ما به ناز تو جوانی دادهایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 12:40 توسط حق وردی
|
یافته ها و تحقیقات و مقاله های زیست شناسی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان امیر کبیر