من فقط خودم هستم!

روزی مردی به دیدن استاد بزرگی رفت و گفت شما فرشته اید؟

استاد گفت تو درست می گویی!
او همان جا گوشه ای نشست و مرد دیگری که با استاد عناد داشت،جلو آمد وگفت:تو دست کمی از شیطان نداری!
استاد گفت تو راست می گویی.
اولی کمی دستپاچه و نگران شد و گفت:منظورتان چیست؟به من گفتید که راست می گویم به این آقا هم همین را گفتید!ما که هر دو نمیتوانیم بر حق باشیم.
استاد گفت:نه تنها شما دو نفر که میلیون ها نفر از مردم می توانند درباره ی من درست گفته باشند چون هر چه راجع به من بگویند راجع به خودشان گفته اند.آن ها چطور می توانند مرا بشناسند چنین چیزی محال است آن ها هنوز حتی خودشان را هم نشناخته اند. هر چه بگویند تاویل و برداشت از خودشان است
آن مرد با شنیدن این حرف پرسید پس شما که هستید؟
استاد گفت: من فقط خودم هستم من از خودم برداشتی ندارم احتیاجی به این کار نیست من صرفا از این که خودم هستم خوشحال و راضی ام.حال معنی آن هرچه می خواهد باشد من از این که خودم هستم خشنودم.

جی۵ لاین . کام