فرازي از مناجات نامه خواجه عبدالله انصارى
الهى آنچه تو كشتى ، آب ده ، و آنچه عبدالله كشت ، بر آب
ده .
الهى ما معصيت مى كرديم و
دوست تو محمد مصطفى (ص ) اندوهگين مى شد ودشمنت ابليس شاد. فرداى قيامت اگر مرا
عقوبت كنى باز دوست اندوهگين ودشمنت شاد شود .الهى دو شادى به دشمن مده و دو
اندوه بر دل دوست منه .
الهى اگر كاسنى تلخ است از
بوستان است ، و اگر عبدالله مجرم است از دوستان است .
الهى چون توانستم ، ندانستم
، و چون دانستم ، نتوانستم .
الهى اگر چه طاعت بسيار
ندارم ، اما جز تو كسى را ندارم ، اى دير خشم زود آشتى .
الهى همچون بيد به خود مى
لرزم كه مباد آخر به جوى نيرزم .
الهى اگر دوستى نكردم دشمنى
هم نكردم ، اگر چه بر گناه مصرم اما بر يگانگى تو مقرم .
الهى دست گير كه دستاويز
نداريم ، و بپذير كه پاى گريز نداريم .
الهى هر كه را عقل دادى چه
ندادى ، و هر كه عقل ندادى چه دادى ؟
الهى مگو چه آورده اى كه
رسوا شوم ، و مپرس چه كرده اى كه رو سياه شوم
ارسال توسط نویسنده ی میهمان : وحید نعمتی
یافته ها و تحقیقات و مقاله های زیست شناسی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان امیر کبیر